|
هستی |
۱. فرزندم هیچ کس و هیچ چیز را با خداوند شریک مکن. ۲. با پدر و مادرت بهترین رفتار را داشته باش. ۳. بدان که هیچ چیز از خداوند پنهان نمی ماند. ۴. نماز را آنگونه که شایسته است بپادار. ۵. اندرز و نصیحت دیگران را فراموش مکن. ۶. از بدان انتظار مردانگی و نیکی نداشته باش. ۷. از مردم روی مگردان و با آنها بی اعتنا مباش. ۸. با غرور و تکبر با دیگران رفتار مکن. ۹. در مقابل پیش آمدها شکیبا باش. ۱۰. بر سر دیگران فریاد مکش و آرام سخن بگو. ۱۱. از طریق اسماء و صفات خداوند او را بخوبی بشناس. ۱۲. به آنچه دیگران را اندرز می دهی خود پیشتر عمل کن. ۱۳. سخن به اندازه بگو. ۱۴. حق دیگران را به خوبی ادا کن. ۱۵. راز و اسرارت را نزد خود نگاه دار. ۱۶. به هنگام سختی دوست را آزمایش کن. ۱۷. با سود و زیان دوست را امتحان کن. ۱۸. با بدان و جاهلان همنشینی مکن. ۱۹. با اندیشمندان و عالمان همراه باش. ۲۰. در کسب و کار نیک جدّی باش. موضوعات مرتبط: ادبی ادامه مطلب [ پنجشنبه 29 دی1390 ] [ 22:48 ] [ zahra ]
[ ]
برخورد نكردن درست با مشكلات ، مشكل را پيچيده تر مي كند مهارت حل مساله را بياموزيد جام جم آنلاين: حل مساله، مهارتي كاربردي است كه امروزه از ضرورتهاي روزمره زندگي به حساب ميآيد. با اين ديدگاه تمام افراد در تمام سنين لازم است اين مهارت را ياد بگيرند تا بتوانند در مقابله با مسائل مختلف زندگي آن را به كار برند. ![]() در تعريف از اين مهارت ميتوان گفت، مهارت حل مشكل، يكي از مهارتهاي اساسي زندگي است كه به ما اين امكان را ميدهد تا با برنامهريزي مشخص، مشكلاتمان را حل كنيم. اين مهارت فقط براي مشكل خاصي نيست و ميتواند در حل انواع مسائل و مشكلات كاربرد داشته باشد. مهمترين فايده يادگيري مهارت حل مساله اين است كه به فرد كمك ميكند تا هنگام رويارويي با مشكلات راهحلهاي متعددي را جستجو كرده آنها را بررسي نموده و پس از تجزيه و تحليل بهترين راهحل را انتخاب نمايد. در واقع يادگيري مهارت حل مشكل (مساله) افراد را قادر ميسازد با مشكلات موجود و مختلف به قدري مواجه شوند تا چيزي به اسم مشكل باقي نماند و فرد بتواند در جهت رسيدن به اهداف، موانع را به آرامي و با برنامهريزي حذف كرده و سلامت زندگي خود را حفظ و تثبيت كند. مشكلات موجود افراد عمدتا شامل مسائل شخصي، امور روزانه، تحصيلي، شغلي، اجتماعي، ارتباط با دوستان، خانواده و جامعه، محيط كار و ديگر موقعيتهايي است كه به تناسب زندگي و ايفاي نقشهاي اجتماعي، فرد ناگزير مواجهه با آنها است. برخي افراد در زندگي روزمره خود حتي قادر به برطرف كردن مسائل آسان خود نيستند و در مقابل كوچكترين مساله و مشكل دچار پريشاني، دستپاچگي و ناراحتي ميشوند. اين افراد در مقابل كوچكترين ناملايمات زندگي آسيبپذيرند و احتمال اينكه به بيماريهاي مختلف رواني و جسماني مبتلا شوند نيز بسيار زياد ميباشد. افراد ديگري وجود دارند كه دشوارترين و ناراحتكنندهترين مشكلات را پشتسر گذاشته و نه تنها دچار آسيب نميشوند، بلكه پس از تحمل آن مشكل به سطح بالاتري از توانمندي و قدرت نيز ميرسند. ميتوان گفت از دلايل موفقيت اين افراد آن است كه هنگام مواجهه با مشكلات از روشهاي عقلاني منظم و صحيحي استفاده ميكنند و برخلاف افراد دسته قبل كه فاقد اين توانمندي هستند با تمرين و تكرار و مواجهه منطقي با مسائل، سطح آمادگي فردي خود را ارتقا ميبخشند. اين گونه افراد به دليل كسب اين توانمندي بخوبي از عهده مسائل زندگي خويش برميآيند. معمولا افراد فاقد توانايي بنا به اين دلايل قادر نيستند براي مسائل و مشكلات زندگي خود راهحل مناسبي بيابند: 1 ـ وجود مشكل را دليل بر ضعف، بيكفايتي، بياستعدادي، بيلياقتي، ناداني و... خود ميدانند. 2 ـ به هنگام رويارويي با مشكل مرتبا خود را سرزنش و ملامت ميكنند. 3 ـ معتقدند وجود مشكل در زندگي، امري غيرطبيعي است و نبايد وجود داشته باشد. 4 ـ به جاي مواجهه منطقي با مشكل و حل آن سعي ميكنند از مشكلات فرار كرده يا آن را به تعويق بيندازند. 5 ـ زمان حل مشكل بدون تفكر و عجولانه اقدام كرده و تصميمات ناگهاني و احساسي ميگيرند. مسالهگشايي در روابط اجتماعي مسالهگشايي روشي است كه شما ميتوانيد هنگام برنامهريزي براي برخورد با مشكلات زندگي از آن استفاده كنيد. اين مهارت مقابلهاي عملي است كه از نظر روانشناختي موثر و مفيد است. استفاده از روشهاي مسالهگشايي موجب اعتماد به نفس در شما ميشود. وقتي شما بدانيد كه از اين مهارت به خوبي برخورداريد احساس شايستگي و تسلط در شما تقويت ميشود. مهارتهاي موثر مسالهگشايي با سازگاري شخصي خوب، ارتباط دارد. پژوهشگران دريافتند كه مسالهگشاهاي موفق به اين واقعيت واقفند كه غلبه بر مشكلات زندگي مستلزم تلاش و كوشش است. در مورد مسالهگشايي توجه به چند نكته ضروري است، اول آن كه اغلب افرادي كه در حل مشكل خود درمانده و ناتوان ميشوند، به اين دليل است كه به طور انعطافناپذيري تنها از يك راهحل براي مشكلات مختلف استفاده ميكنند و وقتي اين راهحل موثر واقع نميشود، آنها راهحلهاي ديگر را امتحان نميكنند. نكته دومي كه بايد به آن توجه كنيم اين است كه گاهي استفاده از يك راهحل جديد و كاملا متفاوت در برخورد با مشكلات بسيار سودمند و موثر است، اين امر بخصوص در برخورد با ديگران صدق ميكند. درواقع بهترين مسالهگشاها كساني هستند كه خلاقند و از زواياي مختلف به مشكل مينگرند. نكته سومي كه لازم است بدانيد اين است كه مسالهگشايي نيازمند رويكردي فعال و نه منفعل است. مراحل مسالهگشايي به طور كلي مسالهگشايي 5 مرحله دارد: 1 ـ ادراك خويشتن: قدم اول در حل مشكل به طور موفقيتآميز اين است كه شخص اين ادراك را در خود پرورش دهد كه: «تو ميتواني مشكلت را حل كني.» براي ايجاد جهتگيري مسالهگشايي در خود بايد بتوانيد به خودتان بگوييد: «بخشي از زندگي مواجه شدن با مشكلات است و وقتي با مشكلي مواجه ميشوم بايد آرام و خونسرد باشم.» نكته: كسي كه باهوشتر است تعريف بهتري از مشكل ارائه ميكند، راهحلهاي بيشتري را به ذهن ميآورد آنها را دقيقتر ارزيابي ميكند و بهترين راهحل را انتخاب ميكند 2 ـ تعريف مساله: اولين كاري كه در موقع مواجه شدن با يك مشكل ميتوانيد انجام دهيد، شناخت دقيق مساله است. مشكلات و تعارضات اساسي را مشخص و سپس فهرستي از اهداف خودتان را تهيه كنيد. 3 ـ فهرست كردن راهحلهاي مختلف: قبل از انتخاب يك شيوه كار، بهتر است كه تمام راهحلهاي احتمالي را بررسي كنيد. براي ايجاد طرحهاي خوب بايد انعطافپذير و خلاق باشيد و تا آنجا كه ميتوانيد راهحلهاي بيشتري را مطرح نماييد. 4 ـ تصميمگيري: زماني كه از مشكلاتي كه در پيش رو داريد شناخت كامل داشته باشيد و فهرستي از راهحلهاي مختلف نيز تهيه كرده باشيد، تصميمگيري بسيار ساده و آسانتر خواهد شد. اگر اولين انتخاب شما موثر واقع نشد بايد انعطافپذير باشيد و طرحهاي ديگر را امتحان كنيد. 5 ـ امتحان كردن: اگر راهكار شما موفقيتآميز بود چه بهتر، در غير اين صورت بايد مراحل حل مساله را مجدد مرور كنيد. شما بايد پذيراي همه راهحلها باشيد و هميشه به خاطر داشته باشيد كه يك مشكلگشا هستيد. چگونگي آموزش اين مهارت به طور كلي مهارتهاي زندگي و ازجمله مهارت حل مشكل در همه افراد ميتواند كاربرد مثبتي داشته باشد ولي طبيعتا هر چه ضريب هوشي و توانايي فرد بالاتر باشد استفاده بيشتري ميتواند از اين مهارت ببرد. هوش و خلاقيت فرد در تمام مراحل اين مهارت تاثيرگذار است. كسي كه باهوشتر است تعريف بهتري از مشكل ارائه ميكند، راهحلهاي بيشتري را به ذهن ميآورد، آنها را دقيقتر ارزيابي ميكند و بهترين راهحل را انتخاب ميكند. از طرف ديگر ميتوان گفت تنها بخشي از مهارت حل مساله به دانش و اطلاعات فرد بستگي دارد. بنابراين فقط با مطالعه يا كسب دانش بيشتر ما به مهارت نميرسيم بلكه به تمرين و تكرار نيز نيازمنديم. بنابراين لازم است آموزش و تمرين اين مهارت از دوران كودكي آغاز شود تا با تجربه حاصل از آن قادر شويم در بزرگسالي با مسائل عمدهتر زندگي، راحتتر مواجه شويم. نحوه آموزش اين مهارت تا حد قابل توجهي وابسته به سن افراد است. در بزرگسالي به راحتي ميتوان با بيان اهداف اين آموزش به طور صريح و مستقيم تعليم مهارت را شروع كرد، اما براي كودكان آموزش مستقيم اين مهارت تقريبا غيرعملي است. لذا در اين سنين نحوه آموزش عموما مبتني بر «بازي» يعني به شكل غيرمستقيم است. برای دانلود مجموعه آموزشی مفید اینجا کلیک نمایید [ پنجشنبه 17 آذر1390 ] [ 6:19 ] [ zahra ]
[ ]
بسم الله الرحمن الرحیم
باز هم شب عزاست شهر،دشت کربلاست شب به گردن زمان شال تیره ی عز است بوی یک غم بزرگ توی کوچه ها رهاست آن چه می رسد به گوش های های گریه هاست قلب سنگ هم پر از ناله های بی صداست پشت ما، شکسته است درد، درد بی دواست ای شب ،ای ستاره ها آفتاب ما کجاست؟
[ چهارشنبه 9 آذر1390 ] [ 19:39 ] [ zahra ]
[ ]
لطفا جهت دریافت اطلاعات در مورد حج به وبلاگ زیر مراجعه کنید
[ پنجشنبه 19 آبان1390 ] [ 19:27 ] [ zahra ]
[ ]
هفته جهاني كودك مبارك باد و به ياد داشته باشيم صداي رفتار از گفتار بلند تر است موضوعات مرتبط: ادبی [ سه شنبه 19 مهر1390 ] [ 17:17 ] [ zahra ]
[ ]
چشمه های خروشان تو را می شناسند
موج های پریشان تو را می شناسند پرسش تشنگی را تو آبی جوابی ریگ هایی بیابان تو را می شناسند نام تو رخصت رویش است و سرسبزی زین سبب برگ و باران تو را می شناسند هم تو گل های این باغ را می شناسی هم تمام شهیدان تو را می شناسند اینک ای خوب فصل غریبی سرآمد چون تمام غریبان تو را می شناسند کاش من هم عبور تو را دیده بودم کوچه های خراسان تو را می شناسند قیصر امین پور [ شنبه 16 مهر1390 ] [ 18:52 ] [ zahra ]
[ ]
[ یکشنبه 3 مهر1390 ] [ 19:22 ] [ zahra ]
[ ]
ناله كن اي دل به عزاي علي ![]() حسان موضوعات مرتبط: مذهبی [ یکشنبه 30 مرداد1390 ] [ 14:19 ] [ zahra ]
[ ]
پیش از اینها فكر می كردم خدا مثل قصر پادشاه قصه ها پایه های برجش از عاج وبلور ماه برق كوچكی از تاج او اطلس پیراهن او، آسمان رعد وبرق شب، طنین خنده اش دكمه ی پیراهن او، آفتا ب هیچ كس از جای او آگاه نیست پیش از اینها خاطرم دلگیر بود آن خدا بی رحم بود و خشمگین بود، اما در میان ما نبود در دل او دوستی جایی نداشت هر چه می پرسیدم، ازخود، ازخدا زود می گفتند : این كار خداست هرچه می پرسی، جوابش آتش است تا ببندی چشم، كورت می كند كج گشودی دست، سنگت می كند با همین قصه، دلم مشغول بود خواب می دیدم كه غرق آتشم در دهان اژدهای خشمگین محو می شد نعره هایم، بی صدا نیت من، در نماز و در دعا هر چه می كردم، همه از ترس بود مثل تمرین حساب وهندسه تلخ، مثل خنده ای بی حوصله مثل تكلیف ریاضی سخت بود تا كه یك شب دست در دست پدر در میان راه، در یك روستا زود پرسیدم : پدر، اینجا كجاست ؟ گفت : اینجا می شود یك لحضه ماند با وضویی، دست و رویی تازه كرد گفتمش، پس آن خدای خشمگین گفت : آری، خانه او بی ریاست مهربان وساده و بی كینه است عادت او نیست خشم و دشمنی خشم، نامی از نشانی های اوست قهر او از آشتی، شیرین تر است دوستی را دوست، معنی می دهد هیچ كس با دشمن خود، قهر نیست
تازه فهمیدم خدایم، این خداست دوستی، از من به من نزدیك تر آن خدای پیش از این را باد برد آن خدا مثل خیال و خواب بود می توانم بعد از این، با این خدا می توان با این خدا پرواز كرد می توان درباره ی گل حرف زد چكه چكه مثل باران راز گفت می توان با او صمیمی حرف زد می توان تصنیفی از پرواز خواند می توان مثل علفها حرف زد می توان درباره ی هر چیز گفت مثل این شعر روان وآشنا :
موضوعات مرتبط: مذهبی [ دوشنبه 24 مرداد1390 ] [ 12:12 ] [ zahra ]
[ ]
موضوعات مرتبط: ادبی [ سه شنبه 18 مرداد1390 ] [ 13:49 ] [ zahra ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||